برگردان. [ ب َ گ َ ] ( ن مف مرکب )مخفف برگردانده. برگردانیده. ( فرهنگ فارسی معین ).- لب برگردان ؛ تاشده به جانب خارج یا درون.- یقه برگردان ؛ یقه برگردانیده و تاشده بجانب وحشی. || ( نف مرکب ) برگرداننده. ( فرهنگ فارسی معین ).- تریاک برگردان ؛ برگرداننده تریاک.- سیل برگردان ؛ سد که جلوگیری از نفوذ سیل کند.- عکس برگردان ؛ برگرداننده عکس. کاغذی که بر روی آن عکسهای رنگی ( بطور معکوس ) چسبانیده شده باشد...
فرهنگ عمید
۱. برگرداننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): نوار برگردان. ۲. ترجمه: برگردان فارسی کتاب. ۳. قسمتی از لباس که به بیرون تا می شود. ۴. (موسیقی ) قسمت تکرار شونده در یک آواز. ۵. (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه شور. ۶. [قدیمی] = کاربن
فرهنگ معین
(بَ. گَ ) (ص مف . ) ۱ - برگردانده شده . ۲ - ترجمه شده .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ترجیع (شعر)wikijoo: برگردان برگردان (موسیقی). برگَردان (موسیقی)اصطلاحی در موسیقی ایران. در برخی ردیف ها به صورت گوشه ای مستقل ذکر شده است. در ردیف مهدی قلی خان هدایت نام گوشه ای در دستگاه شور است؛ همچنین برگردان حجاز نام یکی از گوشه ها در ردیف میرزا مهدی خان صلحی است. در شعر نیز بیت یا مصراعی را می گویند که در ترجیع بند تکرار می شوند.wikijoo: برگردان_(موسیقی)...
فرهنگ فارسی
۱- ( اسم ) برگردانده برگردانیده . ۲- ( اسم ) کاغذ نازکی که یک روی آن برنگ سیاه بنفش یا آبی است و آنرا برای رو نوشت برداشتن نوشته ها در ماشین تحریر یا بهنگام نوشتن با دست در میان کاغذهای سفید گذارند کاغذ کپیه کاغذ کاربن . ۳- ( اسم ) برگرداننده عکس بر گردان . ۴- ( اسم ) گوشه ای دردستگاه شور ۵- عمل زیر و رو کردن خاک مزرعه . ۶- بیت یا مصراعی که در ترجیع بند یا تصنیف پس از چند بیت مرتبا تکرار شود ....
دانشنامه عمومی
ترجمه
مترادف و متضاد
ترجیع
ترجمه
عکس، وارو
۱. ترجیع ۲. عکس، وارو ۳. ترجمه
chorus (اسم)هم سرایان، نغمه سرایان هم اهنگ، دسته خوانندگان، برگردانtranslation (اسم)تفسیر، برگردان، انقال، ترجمه، پچواک، حرکت انتقالیlapel (اسم)برگردان، برگردان یقهrefrain (اسم)برگردانrepetend (اسم)برگردان، رقم بازگردندهrevers (اسم)برگردان، لبه برگشتهturnover (صفت)برگردان...
فرهنگستان زبان و ادب
{chorus , refrain, burden} [موسیقی] قسمتی از متن یا موسیقی که در یک قطعۀ چندبندی بعد از هر بند تکرار می شود {mouldboard} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] قسمتی از بدنۀ گاوآهن که خاک بریده شده را زیرورو می کند {rewinder} [عمومی] دستگاهی برای عقب بردن نوار ویدئویی
* این معادل مخفف "نواربرگردان" است.