Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ برکمال

تلفظ بین المللی : /barkˈamɑl/ تلفظ :‌ [baRk'amAl]
لغت نامه دهخدا
  • بکمال
  • بکمال و زیبایی رسیدن
  • جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع
  • برمال
  • برمالیدن
  • باکمال
  • بردار و برمال
  • بر کمال
  • ساق برمالیدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

برکمال . [ ب َ ک َ ] (ص مرکب ) کامل و بطور تکمیل . (ناظم الاطباء) : با حذاقت برکمال ، دهائی تمام داشت . (سندبادنامه ص 99). انجیر تمام رسیده است و نضج برکمال یافته . (سندبادنامه ص 163). حسن ظن خلایق در حقم برکمالست و من در عین نقصان . (گلستان سعدی ).دلت سختست و پیمان اندکی سست دگر در هرچه گویم برکمالی .سعدی ....

کلمات مرتبط

  • بکمال
  • بکمال و زیبایی رسیدن
  • جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع
  • برمال
  • برمالیدن
  • باکمال
  • بردار و برمال
  • بر کمال
  • ساق برمالیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات