Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برکاست

تلفظ بین المللی : /berakˈɑst/ تلفظ :‌ [beRak'Ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • برکاستن
  • دُش بَراُست
  • راست براست
  • رستخیز برخاستن
  • رنگ برخاستن
  • سرعت امن برخاست
  • سرعت مانع گذر برخاست
  • طول برخاست
  • غریو برخاستن
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

برکاست. [ ب َ ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص ) کمی. کاهش : بدو گفت بیژن که این راست است ز من کار تو پاک برکاست است.فردوسی.زآنکه در حسن برافزونی و برکاست نیی من بعشق تو برافزونم و برکاست نیم.سوزنی. || ( ن مف مرکب ) برکاسته.- برکاست تر ؛ باریک تر : بدو گفت شاخی گزین راست ترسرش برتر وتنْش برکاست تر.فردوسی....

فرهنگ معین

(بَ ) (ص . ) کاستی ، کمی .

کلمات مرتبط

  • برکاستن
  • دُش بَراُست
  • راست براست
  • رستخیز برخاستن
  • رنگ برخاستن
  • سرعت امن برخاست
  • سرعت مانع گذر برخاست
  • طول برخاست
  • غریو برخاستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات