Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برچیدگی

تلفظ بین المللی : /bartʃidˈeɡi/ تلفظ :‌ [baRtSid'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بریدگی رودخانه
  • گوش بریدگی
  • با بریدگی لبه ای
  • برچیدنی
  • بریدگی
  • بریدگی میانگاه
  • بریدگی 1
  • بریدگی 2
  • رخت برچیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

برچیدگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حاصل مصدر است از برچیدن. حالت و وضع برچیده چنانکه انحلال یک مؤسسه و تعطیل یک بنگاه. ( از فرهنگ فارسی معین ). انحلال در اصطلاح تجارت. رجوع به برچیدن شود.

فرهنگ عمید

نابودی و از بین رفتن یک مؤسسه، حکومت، و مانندِ آن، انحلال.

فرهنگ معین

(بَ دِ ) (حامص . ) ۱ - دانه از زمین برداشتن . ۲ - گرد کردن . ۳ - تعطیل کردن .

فرهنگ فارسی

حالت و وضع برچیدن انحلال یک موسسه تعطیل یک بنگاه .

کلمات مرتبط

  • بریدگی رودخانه
  • گوش بریدگی
  • با بریدگی لبه ای
  • برچیدنی
  • بریدگی
  • بریدگی میانگاه
  • بریدگی 1
  • بریدگی 2
  • رخت برچیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات