معانی کلمه : برور
لغت نامه دهخدا
برور. [ ب ُ ] (ع مص ) راستگو شدن درسوگند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || فرمان بردن و فرمانبرداری پدر و مادر. ضد عقوق . (از منتهی الارب ). بِرّ. بَرّ. و رجوع به بر شود.
فرهنگ عمید
بارور#NAME?
= بارور
فرهنگ فارسی
بارور
راستگو شدن در سوگند یا فرمان بردن و فرمانبرداری پدر و مادر ضد عقوق .
راستگو شدن در سوگند یا فرمان بردن و فرمانبرداری پدر و مادر ضد عقوق .
دانشنامه عمومی
برور (دهانه). برور (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۳ دهانه اقماری دارد.
این دهانه ۳ دهانه اقماری دارد.
wiki: برور (دهانه)
