برهم . [ ب َ هََ ] (ع اِ) مصحف مرهم . ج ، بَراهم . (از دزی ج 1). رجوع به مرهم شود.
شوریده، مضطرب
آمیخته، انباشته، انبوه
پریش، پریشان، درهم، مضطرب
۱. آمیخته، انباشته، انبوه ۲. پریش، پریشان، درهم، مضطرب ۳. شوریده، مضطرب