معانی کلمه : برهان الدین
لغت نامه دهخدا
برهان الدین . [ ب ُ نُدْ دی ] (اِخ ) لقب احمد ارزنجانی . رجوع به احمد ارزنجانی شود.
برهان الدین . [ ب ُ نُدْ دی ] (اِخ ) لقب ابوعلی حسن نیکبخت است . رجوع به حسن نیکبخت شود.
برهان الدین . [ ب ُ نُدْ دی ] (اِخ ) لقب ابوالصفابن ابی الوفاء شافعی . رجوع به ابوالصفا شود.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:حسام الدین امام، عمر (۴۸۳ـ حوالی سمرقند ۵۳۶ق)
wikijoo: برهان_الدین
فرهنگ فارسی
دهی است از بخش روانسر شهرستان سنندج .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: borhānoddin) (عربی) برهان دین ، دلیل دین ، حجت دین؛ (در اعلام) لقب بسیاری از اشخاص در تاریخ.
اسم: برهان الدین (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: borhānoddin) (فارسی: برهانالدين) (انگلیسی: borhanoddin)
معنی: دلیل و حجت دین، برهان دین، دلیل دین، حجت دین، ( اَعلام ) لقب بسیاری از اشخاص در تاریخ
معنی: دلیل و حجت دین، برهان دین، دلیل دین، حجت دین، ( اَعلام ) لقب بسیاری از اشخاص در تاریخ
