Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بره

تلفظ بین المللی : /bˈareː/ تلفظ :‌ [b'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • بَرَه
  • بَــَـرَه
  • بره تودلی
  • بره سر شهر
  • بره دست اموز
  • بره زاییدن
  • بره بره
  • بره بند
  • بره برن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بره . [ ب ِ رَه ْ ] (ع اِ) ج ِ بَرهة. (ناظم الاطباء). رجوع به برهة شود.

برة. [ ب ُ رَ ] (ع مص ) اقامت نمودن . (از منتهی الارب ). وَبْر. (از اقرب الموارد). و رجوع به وبر شود.

برة. [ ب ُرْ رَ ] (ع اِ) واحد بُرّ. یک گندم . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به بُرّ شود....

فرهنگ عمید

نوعی کلاه ساده، بی‌لبه، و دایره‌شکل که از پارچۀ ضخیم می‌دوزند.

۱. (زیست‌شناسی) بچۀ گوسفند تا شش‌ماهگی.
۲. (زیست‌شناسی) بچۀ آهو.
۳. (نجوم) [قدیمی] = حَمَل

۱. (زیست شناسی ) بچۀ گوسفند تا شش ماهگی.
۲. (زیست شناسی ) بچۀ آهو.
۳. (نجوم ) [قدیمی] = حَمَل
نوعی کلاه ساده، بی لبه، و دایره شکل که از پارچۀ ضخیم می دوزند.

فرهنگ معین

(بَ رِ) ( اِ.) روی قبا و کلاه و مانند آن .

(بَ رِّ) ( اِ.) 1 - بچة گوسفند یا بچة آهو. 2 - برج حمل . اولین برج از دوازده برج منطقه البروج .

(بَ رِّ ) ( اِ. ) ۱ - بچة گوسفند یا بچة آهو. ۲ - برج حمل . اولین برج از دوازده برج منطقه البروج .
(بَ رِ ) ( اِ. ) روی قبا و کلاه و مانند آن .

فرهنگ فارسی

بچه گوسفندتاشش ماهگی، بچه آهو، نوعی کلاه ساده و بی لبه از پارچه ضخیم، براه، باره، نیکو، آراسته، مناسب
( اسم ) نوعی کلاه ساده و بی لبه که از پارچ. ضخیم سازند .
جمع برهه .

دانشنامه عمومی

بره به نوزاد گوسفند گفته می شود.بره (صورت فلکی) یا صورت فلکی حَمَلبره همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بره (ممسنی)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارسبره (رومانی)، شهری در شهرستان هوندرا در کشور رومانیبره سر، مرکز بخش خورگام در شهرستان رودباربره ده، روستایی در آذربایجان شرقیwiki: استان فارس ایران است.این روستا در دهستان بکش دو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز...

گویش مازنی

اهرم

بن قل

تفت دادن – بریان کردن

۱بهره – سود – درآمد ۲اجاره بها

۱شیر و محصولات دامی ۲سنگ چین ۳مکانی زاویه مانند که احشام ...

۱راه باریک در محوطه ی آغل برای بیرون آوردن و دوشیدن گوسفندان ...

/bare/ راه باریک در محوطه ی آغل برای بیرون آوردن و دوشیدن گوسفندان - بخش بریده شده ی مرز در شالیزار که آب از آن جا به کرت پایین تر سرازیر می شود ۳سوراخ نک & تفت دادن – بریا...

گویش اصفهانی

تکیه ای: vera / vereyle
طاری: vera
طامه ای: vere
طرقی: vera
کشه ای: vera
نطنزی: vera / vereyle

مترادف و متضاد

صفت

آهوبچه

حمل، برج حمل

مطیع، تسلیم، بی‌اراده

۱. نوزاد گوسفند
۲. حمل، برج حمل
۳. آهوبچه
۴. مطیع، تسلیم، بیاراده

lamb (اسم)
ادم ساده، بره، گوشت بره

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] برة. بَرّة به سه نام مشهور است.از نام های مکه است. نام دوم از نام های مدینه منوره است. نام سوم از نام های زمزم است. wikifeqh: [ویکی فقه] بَرّة به سه نام مشهور است.از نام های مکه است. نام دوماز نام های مدینه منوره است. نام سوماز نام های زمزم است. wikifeqh: برة[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۸(بار)wikialkb: ریشه_بره...

واژه نامه بختیاریکا

کَرِّه؛ کَووِه

کلمات مرتبط

  • بَرَه
  • بَــَـرَه
  • بره تودلی
  • بره سر شهر
  • بره دست اموز
  • بره زاییدن
  • بره بره
  • بره بند
  • بره برن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات