برنگ . [ ب ِ رِ ] (اِ) برنج ، که آلیاژی است . (از فرهنگ فارسی معین ). از آن در ساختن اشیاء فلزی استفاده کنند. رجوع به برنج شود.
برنگ . [ ب ِ رِ ] (اِ) برنج کابلی و آن تخمی است دوایی که بیشتر از کابل آوردند. (برهان ). قسمی از هلیله . (ناظم الاطباء). برنج کابلی . (الفاظالادویة). رجوع به برنج و برنج کابلی شود.
بزنگ#NAME?
= برنج١
〈 برنگ کابلی: ‹برنج کابلی› (زیستشناسی) گیاهی با شاخههای دراز، برگهای بیضی، گلهای سفید خوشهای، و میوهای قرمز و تندمزه که مصرف دارویی دارد.