برند. [ ب َ رَ ] (اِ) حریر ساده . (از برهان ). پرند. و رجوع به پرند شود.
برند. [ ب ُ رَ / ب َ رَ ] (اِ) تیغ و شمشیر تیز و آبدار و جوهردار. (برهان ). پرند. و رجوع به پرند شود.
برند. [ ب ُ رَ ] (نف ) مخفف برنده . قطعکننده . (از آنندراج ). بران : ره تنگ عشق است پست و بلندولی چ...
فرهنگ فارسی
تیغ و شمشیر تیز و آبدار و جوهر دار پرند .
دانشنامه عمومی
مارک، برند یا نمانام یک نام، عبارت، طرح، نماد یا هر ویژگی دیگری است که مشخص کنندهٔ خدمات یا فروشندهٔ محصولی خاص باشد که به وسیلهٔ آن از دیگر محصولات و خدمات مشابه متمایز می گردد. عنوان قانونی برای برند، نشان تجاری است.برندسازی شخصیبرندسازی ملیبرندسازی اینترنتیطراحی هویت برندبرند مجموعه گره های ذهنی یا تداعیات کارکردی، احساسی، عقلی و مزیت هایی است که ذهن بازار هدف را اشغال نموده است. تداعی معانی پی...