Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برلیان

تلفظ بین المللی : /bˌerelˈiɑn/ تلفظ :‌ [b,eRel'iAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • سینما برلیان
  • برلیانت داداشوا
  • برلیانس اتو
  • برلیانس اچ330
  • برلیانس سی3 کراس
  • امین الدین بلیانی محمد
  • الدیس برایان ویلسون
  • زخم بریان
  • اوحدالدین بلیانی عبدالله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

برلیان. [ ب ِ رِل ْ ] ( از فرانسوی ، اِ ) الماس تراش داده از تمام جهات بمنظور زیبایی و تلألؤ بیشتر و عرضه به بازار. در تراش الماس بشکل برلیان معمولاً همان روش اصلی تبلور الماس را تبعیت می کنند ( روش کوبیک ) و معمولاً در این تراش از شکلهای مختلفی که بلور الماس در برشهای روش اصلی و یا ماکْلهای آن می توانند بگیرند، استفاده می کنند. ( فرهنگ فارسی معین )....

فرهنگ عمید

۱. درخشان، درخشنده، براق.
۲. شفاف.
۳. (اسم ) الماس بی رنگ و شفاف، الماس درشت و گران بها که برای درخشش بیشتر آن را تراش داده اند.

فرهنگ معین

(بِ رِ ) [ فر. ] ( اِ. ) الماس تراش داده شده .

فرهنگ فارسی

درخشان، درخشنده، براق، شفاف، الماس بیرنگ وشفاف
( اسم ) الماس تراش داده شده از تمام جهات بمنظور زیبایی و تلائ لوئ بیشتر و عرض. ببازار. در تراش الماس بشکل برلیان معمولا همان روش اصلی تبلور الماس را تبعیت میکنند ( روش کوبیک ) و معمولا در این تراش از شکلهای مختلفی که بلور الماس در برشهای روش اصلی و یا ماکلهای آن میتوانند بگیرند استفاده میکنند .

دانشنامه عمومی

برلیان یا بریلیان (به فرانسوی: brilliant) نوعی تراش است که برای سنگِ الماس استفاده می شود.الماسسنگ های قیمتیاین نوع تراش، فرزندِ تراشی است به نام تراش سوئیسی که برای انواع و اقسام سنگ های مختلف در گذشته استفاده می شده است. در تراش برلیان، امروزه سعی بر آن است که هرچه بیشتر از قبل جلوه های بصری سنگ الماس را به نمایش بگذارند و زوایا و نوع بُرش را به شکلی تنظیم کنند که نور واردشده به سنگ الماس با صفح...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: bereliyān) (فرانسوی) الماسی که برای درخشش و زیبایی بیشتر ، همه‌ی ابعاد آن تراش داده شده باشد؛ الماس .

اسم: برلیان (دختر) (فرانسوی) (تلفظ: bereliyān) (فارسی: بِرليان) (انگلیسی: bereliyan)
معنی: الماس تراش داده شده که درخشش و زیبایی خاصی دارد، الماسی که برای درخشش و زیبایی بیشتر، همه ی ابعاد آن تراش داده شده باشد، الماس

مترادف و متضاد

صفت

براق، درخشان، درخشنده، شفاف

الماس‌تراش‌خورده، الماس خوش‌تراش، الماس شفاف

۱. الماستراشخورده، الماس خوشتراش، الماس شفاف
۲. براق، درخشان، درخشنده، شفاف

brilliant (اسم)
برلیان، الماس درخشان

کلمات مرتبط

  • سینما برلیان
  • برلیانت داداشوا
  • برلیانس اتو
  • برلیانس اچ330
  • برلیانس سی3 کراس
  • امین الدین بلیانی محمد
  • الدیس برایان ویلسون
  • زخم بریان
  • اوحدالدین بلیانی عبدالله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات