معانی کلمه : برقه
لغت نامه دهخدا
برقة. [ ب َ ق َ ] (اِخ ) شهری است بشام . (شرفنامه ٔ منیری ).
برقه . [ ب َ ق َ ] (اِخ ) نام قدیمی سیرنائیک . (یادداشت مؤلف از نخبةالدهر دمشقی ).
برقة. [ ب َ ق َ ] (ع اِمص ) ترس و بیم و دهشت و هراس . (منتهی الارب ). دهشت . (آنندراج ). بَرَق . (منتهی الارب ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نام قدیم سیر نائیک .
نام مواضع بسیارست در دیار عرب .
نام مواضع بسیارست در دیار عرب .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: برقه (دختر) (کردی) (تلفظ: barghe) (فارسی: برقه) (انگلیسی: bargheh)
معنی: درخشیدن جسمی در مقابل تابش اشعه آفتاب یا هر چیز دیگر، درخشیدن جسمی در مقابل تابش اشعه آفتاب یا هر چیز دیگر ( نگارش کردی
معنی: درخشیدن جسمی در مقابل تابش اشعه آفتاب یا هر چیز دیگر، درخشیدن جسمی در مقابل تابش اشعه آفتاب یا هر چیز دیگر ( نگارش کردی
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
دُواق
