معانی کلمه : برغمه
لغت نامه دهخدا
برغمة. [ ب ِ غ َ م َ ] (اِخ ) نام شهری است در آسیةالصغری . (ابن بطوطة).
( برغمة ) برغمة. [ ب ِ غ َ م َ ] ( اِخ ) نام شهری است در آسیةالصغری. ( ابن بطوطة ).
فرهنگ فارسی
شهری در میسی در آسیای صغیر ( ترکیه کنونی ) واقع در ساحل رود کائیک پایتخت دولتی در قرن سوم ق . م . این شهر نام خود را به کاغذ پوستی داده . در آن شهر کتابخانه ای معروف بود . خرابه های ابنیه مهم در آنجا دیده می شود . اکنون بیش از ۲٠٠٠٠ تن جمعیت ندارد که ۲٠٠٠ تن از آنان مسیحی هستند .
