Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برصاء

تلفظ بین المللی : /berasˈɑ/ تلفظ :‌ [beRas'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • ابن البراء
  • ام البراء
  • ربیعهبن ابی براء
  • بخصاء
  • برآء
  • براء
  • براءه
  • برجاء
  • برحاء
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

برصاء.[ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث أبرص. زن مبتلا به مرض پیسی.
- حیة برصاء ؛مار پیسه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
|| ارض برصاء؛ زمین گیاه چریده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || ( اِخ ) لقب مادر شبیب شاعر و نام او امامة یا قرصافة بود.

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع . ] (ص . ) مؤنث ابرص ، زنی که به بیماری پیسی دچار باشد.

کلمات مرتبط

  • ابن البراء
  • ام البراء
  • ربیعهبن ابی براء
  • بخصاء
  • برآء
  • براء
  • براءه
  • برجاء
  • برحاء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات