Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بردم

تلفظ بین المللی : /bˈordam/ تلفظ :‌ [b'oRdam]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • چگونه جنگ را بردم
  • بردمنده
  • بردمیدن
  • بردمیده
  • بردمن
  • جان بردمیدن
  • بردمیدگی
  • النور بردمن
  • بردمار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بردم . [ ب َ دَ ] (ق مرکب ) این لحظه و این ساعت و الان . (ناظم الاطباء). دردم . درساعت . فوراً.

بردم . [ ب َ دَ ] (اِخ ) هروم . نام اول شهر بردع بوده است پیش از زمان اسکندر و اسکندر آنرا بردع نام نهاد. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به بردعة شود.

بردم. [ ب َ دَ ] ( ق مرکب ) این لحظه و این ساعت و الان. ( ناظم الاطباء ). ...

فرهنگ فارسی

هروم نام اول شهر بردع بوده است پیش از زمان اسکندر و اسکندر آنرا بردع نام نهاد .

گویش مازنی

نوعی گیاه غیرخوراکی با برگ هایی مانند برگ هویج

/bardem/ نوعی گیاه غیرخوراکی با برگ هایی مانند برگ هویج

کلمات مرتبط

  • چگونه جنگ را بردم
  • بردمنده
  • بردمیدن
  • بردمیده
  • بردمن
  • جان بردمیدن
  • بردمیدگی
  • النور بردمن
  • بردمار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات