Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برد

تلفظ بین المللی : /bˈord/ تلفظ :‌ [b'oRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • بَرد
  • بُرد
  • برد ادرین پیتر
  • برد اسپید محوطه باستانی
  • برد جان لوگی
  • برد رابرت
  • برد ریچارد
  • برد نشانده معبد
  • برد ویرکورنوال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

برد. [ ب ُ رُ ] (ع اِ) ج ِ برید. (منتهی الارب ).

برد. [ب َ ] (اِ) سنگ . (برهان ) (آنندراج ). حجر. (برهان ).

برد. [ ب ُ رَ ] (ع اِ) ج ِ بُرْدَة.(منتهی الارب ). ج ِ بُرْد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

برد. [ ب َ رِ ] (ع ص ) سحاب برد؛ ابر تگرگ بار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || ...

فرهنگ عمید

سرما.

بردیدن#NAME?

نوعی پارچۀ کتانی راه‌راه.
⟨ برد یمانی: بهترین نوع بُرد که در یمن بافته می‌شد.

۱. بردن؛ برنده شدن در بازی.
۲. (اسم) [مجاز] سود؛ نفع.
۳. (اسم) آنچه در قمار از کسی می‌برند.
۴. (اسم) مسافتی که گلوله پس از خارج شدن از لولۀ توپ یا تفنگ طی می‌کند.
۵. (بن ماضیِ بردن) = بردن

سرما.۱. بردن، برنده شدن در بازی.۲. (اسم ) [مجاز] سود، نفع.۳....

فرهنگ معین

(بَ) [ ع . ] ( اِ.) سرما.

(بُ) (مص مر.) 1 - عمل بردن (در بازی ) مق باخت . 2 - سود، نفع .

( ~.) [ ع . ] ( اِ.) نوعی پارچة کتانی راه راه ، که یمانی آن معروف است .

( ~. ) [ ع . ] ( اِ. ) نوعی پارچة کتانی راه راه ، که یمانی آن معروف است .
(بُ ) (مص مر. ) ۱ - عمل بردن (در بازی ) مق باخت . ۲ - سود، نفع .
(بَ ) [ ع . ] ( اِ. ) سرما.

دانشنامه آزاد فارسی

بُرْد(یا: بُرده) قطعه پارچۀ سفید بلند و ضخیم بدون دوخت و برش که در روزها برای پوشاندن بدن، و غالباً شب ها به جای جامۀ خواب به کار می رفت. معمولاً به رنگ قهوه ای یا خاکستری مُخَطّط بود، چنان که پیامبر (ص) بُرد مخطط سیاه و سفید و نیز قهوه ای می پوشیدند. گاه دور برد را حاشیه دوزی می کردند. امرای سامانی از برد جامۀ آستین داری تهیه کرده، می پوشیدند. در دورۀ آل بویه نیز مردم، به ویژه قشر جوان، اصفهان بر...

فرهنگ فارسی

( اسم ) سرما . یا برد عجوز .
برید علم البرد و المسافات .

دانشنامه عمومی

سنگ (کردی).

(لری) [bard] سَنگ.

bard - سنگ . قلوه سنگ

در گویش بختیاری به معنی سنگ می باشد

بر وزن فرد/سنگ/سنگ سفت/سنگ کف رودخانه

برد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:برد (ارمنستان)برد (ریاضی)برد (ساری)برد (گروه)wiki: برد برد (ابهام زدایی). برد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:برد دلسونبرد پیتبرد بلیکwiki: برد (ابهام زدایی) برد (ارمنستان). بِر...

گویش مازنی

تیررس

۱کافی ۲مناسب

نام روستایی از دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری

/bared/ کافی - مناسب & نام روستایی از دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری

گویش اصفهانی

تکیه ای: bešba
طاری: bešba
طامه ای: boybe
طرقی: bešbard
کشه ای: bešba
نطنزی: bašba

مترادف و متضاد

تیررس

پیروزی، ظفر

سود، نفع ≠ باخت

برودت، سرما، سوز ≠ حر

۱. برودت، سرما، سوز ≠ حر
۲. پرنیان
۳. حجر، سنگ ≠ کلوخ

۱. سود، نفع
۲. تیررس
۳. پیروزی، ظفر ≠ باخت
۴. پارچه کتانی

win (اسم)پیروزی، غلبه، برد، فتحreach (اسم)حصول، کشش، حیطه، رسایی، بردrange (اسم)دسترسی، حوزه، حدود، محدوده، رسایی، چشم رس، تیر رس، برد، خط مبنا، منحنی مبناwinning (اس...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی یُذْهِبْ: می برد - ازبین می برد (جزمش به دلیل جواب واقع شدن برای قبل از خود می باشد)معنی أَذْهَبَ: بُردمعنی ذَهَبَ بِـ: بردمعنی رَفَعَ: بالا بردمعنی رَّفَعَهُ: او را بالا بردمعنی رَفَعَهَا: آن را بالا بردمعنی یُذْهِبَ: می بردمعنی یَذْهَبُ بِـ: می بَرَدمعنی یَرْفَعُ: بالا می بردمعنی یَرْفَعُهُ: آن را بالا می بردمعنی أَجَاءَهَا: اورا بردمعنی أَنسَاهُ: از یادش بردمعنی أَنسَوْکُمْ: ...

واژه نامه بختیاریکا

( بَرد ) سنگ
حَر و حُور ( خر و خور )

فرهنگستان زبان و ادب

{range} [علوم نظامی] 1. فاصلۀ افقی بین سلاح و هدف 2. مسافتی تقریبی که در آن فرستندۀ رادیو کارایی داشته باشد 3. اندازه یا مسافتی که محل عملیات یا منطقۀ چیزی را محدود کند 4. مسافتی که خودرو با بیشترین بار خود بتواند با استفاده از سوختی که در مخزن دارد طی کند

کلمات مرتبط

  • بَرد
  • بُرد
  • برد ادرین پیتر
  • برد اسپید محوطه باستانی
  • برد جان لوگی
  • برد رابرت
  • برد ریچارد
  • برد نشانده معبد
  • برد ویرکورنوال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات