Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ برخود

تلفظ بین المللی : /bˈarxod/ تلفظ :‌ [b'aRxod]
لغت نامه دهخدا
  • برخود حرام کردن
  • اوای برخود اشیا
  • برخودگو
  • دگرگونی برخوردی
  • رد برخوانی ناشناس
  • رشته دهانۀ برخوردی
  • زاویۀ برخورد
  • زمان برخوردگاه
  • سامانۀ برخوردگریز
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

برخود. [ ب َ خوَد / خُدْ ] ( حرف اضافه + ضمیر ) ( اِ مرکب از: بر + خود ) بروی خود. به خود.- بر خود بالیدن ؛ بخود بالیدن.- بر خود بستن ؛ به خود بستن. به خود نسبت کردن. برخویشتن بستن : انتحال ؛ شعر دیگری برخود بستن. ( زمخشری ).- برخودپیچیدن ؛ بروی خویشتن پیچ خوردن از رنج و تعب. بخود پیچیدن چنانکه مار گزیده. بی نهایت مغموم بودن. ( ناظم الاطباء ). و پریشان و مضطرب بودن. ( آنندراج ).- || تفاخر کردن و ت...

کلمات مرتبط

  • برخود حرام کردن
  • اوای برخود اشیا
  • برخودگو
  • دگرگونی برخوردی
  • رد برخوانی ناشناس
  • رشته دهانۀ برخوردی
  • زاویۀ برخورد
  • زمان برخوردگاه
  • سامانۀ برخوردگریز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات