معانی کلمه : برجیس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مشتری.
فرهنگ معین
(بِ ) ( اِ. ) سیارة مشتری ، اورمزد.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:مشتری
wikijoo: برجیس
فرهنگ فارسی
ستاره مشتری اورمزد .
ستاره مشتری
ستاره ایست و گویند مشتری است ستاره مشتری .
ستاره مشتری
ستاره ایست و گویند مشتری است ستاره مشتری .
واژه نامه بختیاریکا
زور مشتری
فرهنگستان زبان و ادب
[نجوم] ← مشتری
