کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برجستگی-داشتن | کلماتور
معنی کلمه : برجستگی داشتن
تلفظ بین المللی :
/bˌardʒastˈeɡi dˈɑʃtan/
تلفظ :
[b,aRdZast'egi d'AStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بستگی داشتن
برجستگی
برجستگی روی استخوان
برجستگی قارچ دنبلان
برجستگی بزرگ کف دست
برجستگی کوچک کف دست
برجستگی پس از جوش خوردن استخوان
برجستگی بیرونی پس سری
برجستگی پیشانی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
outstand
(فعل)
بیشتر ایستادن، بیشتر تحمل کردن، برجستگی داشتن، عازم دریا شدن
stick up
(فعل)
گستاخ، برجستگی داشتن، سربرافراشتن
کلمات مرتبط
بستگی داشتن
برجستگی
برجستگی روی استخوان
برجستگی قارچ دنبلان
برجستگی بزرگ کف دست
برجستگی کوچک کف دست
برجستگی پس از جوش خوردن استخوان
برجستگی بیرونی پس سری
برجستگی پیشانی
نظرات