برج . [ ب َ رَ] (اِ) علم و رایت معطر و خوشبوی . (ناظم الاطباء).
برج . [ ب َ ] (اِ) در تداول مقابل خرج . آنچه مصرف شود از نقد برای چیزهایی که از ضروریات زندگی نباشد. خرجها که جز برای خوردن و آشامیدن و منزل است . خرجهای غیرضروری . (یادداشت مؤلف ).
(بَ) ( اِ.) کنایه از: هزینه های بی مورد و بی جا.
مخزن استوانهای قائمی که در صنایع شیمیایی و نفتی برای بهبود جداسازی مخلوطها به روش تقطیر و استخراج به کار میرود متـ . ستون 1
بَرْج؛ مقایسه، سنجیدن، اندازه گیری.
شهر، ماه
کوشک، کاخ، قصر
بارو، حصار، حصن، دژ، قلعه
ساختمان چند طبقه، آسمانخراش
خرج غیرضروری، هزینههایغیراساسی ≠ خرج
۱. شهر، ماه
۲. بارو، حصار، حصن، دژ، قلعه
۳. کوشک، کاخ، قصر
۴. ساختمان چند طبقه، آسمانخراش