کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برای-شام | کلماتور
معنی کلمه : برای شام
تلفظ بین المللی :
/barˈɑje ʃˈɑm/
تلفظ :
[baR'Aje S'Am]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حدس بزن چه کسی برای شام می اید
شام برای احمق ها
شامی برای یک نفر
ایستادن کنار جنگل در شامگاهی برفی
بری شاباکا هنلی
براشامش
برایام کامبریا
براینامان
تدی برایشاو
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
adsorption
(اسم)
جذب سطحی، برای شام، براشامش، رونشینی
کلمات مرتبط
حدس بزن چه کسی برای شام می اید
شام برای احمق ها
شامی برای یک نفر
ایستادن کنار جنگل در شامگاهی برفی
بری شاباکا هنلی
براشامش
برایام کامبریا
براینامان
تدی برایشاو
نظرات