کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه براورد-کردن | کلماتور
معانی کلمه : براورد کردن
تلفظ بین المللی :
/barˌɑvard kˈardan/
تلفظ :
[baR,AvaRd k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برآورد کردن
براورد کردن وضعیت بدنی
زیاد براورد کردن
غلط براورد کردن
قابل براورد کردن
براورد کردنی
به مانعی برخورد کردن
برخورد هموار کردن
برخورد کردن
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
( برآورد کردن )
( ~. وُ کَ دَ ) (مص م . ) تخمین زدن .
فرهنگ فارسی
( بر آورد کردن )
( مصدر ) تخمین کردن ( قیمت چیزی را )تقویم کردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
apprise (فعل)مطلع کردن، تقویم کردن، اگاهی دادن، براورد کردن، قیمت کردنapprize (فعل)مطلع کردن، تقویم کردن، اگاهی دادن، براورد کردن، قیمت کردنrate (فعل)شمردن، ارزیابی کردن، سنجیدن، بر اورد کردن، نرخ بستن بر چیزی، بها گذاشتن برcalculate (فعل)حساب کردن، بر اورد کردن، محاسبه کردنestimate (فعل)تخمین زدن، سنجیدن، بر اورد کردنsize (فعل)بر اورد کردن، اهار زدنassess (فعل)تعیین کردن، تقویم کردن، تشخیص دادن، ...
کلمات مرتبط
برآورد کردن
براورد کردن وضعیت بدنی
زیاد براورد کردن
غلط براورد کردن
قابل براورد کردن
براورد کردنی
به مانعی برخورد کردن
برخورد هموار کردن
برخورد کردن
نظرات