Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برادر

تلفظ بین المللی : /barˈɑdar/ تلفظ :‌ [baR'AdaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • برادر خواندگی
  • برادر زن
  • برادر شوهر
  • برادر ناتنی
  • برادر وار
  • برادر کش
  • برادر یا خواهر
  • برادر اندر
  • برادر خوانده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

برادر. [ ب َ دَ ]( اِ ) پهلوی بَراتَر. پسر یا مردی که در پدر و مادر و یا یکی از آن دو با شخص مشترک باشد. اخ. اخوی. داداش. ( فرهنگ فارسی معین ). پسر از یک پدر و از یک مادرو یا یکی از آن دو. ( ناظم الاطباء ). نرینه جز تو از پدر و مادر تو، یا یکی از آن دو. ( یادداشت مؤلف ). اخ. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). اخو. شقیق. ( مهذب الاسماء ). قصد از این لفظ در نوشته های مقدس فرزندیک والدین یا والد ی...

فرهنگ عمید

پسری که با دختر یا پسر دیگر از یک پدر و مادر باشد، نسبت به آن پسر یا دختر برادر است، داداش.

فرهنگ معین

(بَ دَ ) [ په . ] ( اِ. ) پسر یا مردی که در پدر و مادر یا یکی از آن دو ب ا شخص مشترک باشد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پسر یا مردی که در پدر و مادر یا یکی از آن دو با شخص مشترک باشد اخ اخوی داداش بردر یا برادر پدر. عم عمو . یا برادر حقیقی . برادر از یک پدر و یک مادر . یا برادر دینی . هم کیش هم مذهب . یا برادر رضاعی . پسر یا مردی که با شخص از یک پستان شیر خورده باشد پسر دای. شخص . یا برادر شوهر. مردی که اخوی شوهر زنی باشد خوسره . یا برادر مادر. دایی خال خالو.

دانشنامه عمومی

برادر، که در فارسی ایران داداش هم گفته می شود، یکی از نسبت های خانوادگی است و به فرد مذکری (غیر از خود فرد) که فرزند پدر و مادرش باشد اطلاق می شود.برادر بزرگتردر افغانستان داشتن پدری واحد برای برادر بودن کفایت می کند. با این تعریف به پسری از مادر واحد ولی از پدر متفاوت برادر ناتنی گفته می شود.در ایران به فرزندان یک پدر و دو مادر نیز ناتنی گفته می شوند. در ایران به برادر، داداش یا اخوی هم گفته می ش...

فرهنگ اسم ها

اسم: برادر (پسر) (کردی)
معنی: اخوی، داداش، کنایه ‏از رفیق ( نگارش کردی

گویش اصفهانی

تکیه ای: dadi
طاری: beray
طامه ای: berây
طرقی: beray
کشه ای: beray
نطنزی: borây

مترادف و متضاد

اخوی، داداش، کاکا ≠ خواهر

۱. اخوی، داداش، کاکا ≠ خواهر
۲. دوست

brother (اسم)هم قطار، برادر، اخbilly (اسم)یار، رفیق، نوعی کتری فلزی، چماق یا گرز راهزنان، همدم، برادر، چوب دستی، باطوم یا چوب قانون پاسبان...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] برادر، فرد مذکری است که از طرف پدر و مادر یا یکی از والدین با شخص مشترک باشد که از آن در بابهای طهارت، صلات، نکاح،اطعمه و اشربه،ارث و شهادات آمده است.پاره کردن لباس در عزای پدر و برادر اشکال ندارد؛ هرچند از برخی عدم جواز آن نقل شده است. خوردن از منزل برادرخوردن از خانه برادر و نماز گزاردن در ملک او بدون اذن جایز است مگر آنکه انسان علم به ناخشنودی وی داشته باشد. عدم ولایت برادر بر خواهرب...

واژه نامه بختیاریکا

کا؛ گَوو؛کووَک

کلمات مرتبط

  • برادر خواندگی
  • برادر زن
  • برادر شوهر
  • برادر ناتنی
  • برادر وار
  • برادر کش
  • برادر یا خواهر
  • برادر اندر
  • برادر خوانده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات