معانی کلمه : برادر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پسری که با دختر یا پسر دیگر از یک پدر و مادر باشد، نسبت به آن پسر یا دختر برادر است، داداش.
فرهنگ معین
(بَ دَ ) [ په . ] ( اِ. ) پسر یا مردی که در پدر و مادر یا یکی از آن دو ب ا شخص مشترک باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پسر یا مردی که در پدر و مادر یا یکی از آن دو با شخص مشترک باشد اخ اخوی داداش بردر یا برادر پدر. عم عمو . یا برادر حقیقی . برادر از یک پدر و یک مادر . یا برادر دینی . هم کیش هم مذهب . یا برادر رضاعی . پسر یا مردی که با شخص از یک پستان شیر خورده باشد پسر دای. شخص . یا برادر شوهر. مردی که اخوی شوهر زنی باشد خوسره . یا برادر مادر. دایی خال خالو.
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: برادر (پسر) (کردی)
معنی: اخوی، داداش، کنایه از رفیق ( نگارش کردی
معنی: اخوی، داداش، کنایه از رفیق ( نگارش کردی
گویش اصفهانی
تکیه ای: dadi
طاری: beray
طامه ای: berây
طرقی: beray
کشه ای: beray
نطنزی: borây
مترادف و متضاد
اخوی، داداش، کاکا ≠ خواهر
۱. اخوی، داداش، کاکا ≠ خواهر
۲. دوست
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
کا؛ گَوو؛کووَک
