بدیهی. [ ب َ هی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به بدیهة. ناگهانی. ( ناظم الاطباء ). مرتجل. ( فرهنگ فارسی معین ). || بدون فکر و یادآوری و تأمل و اندیشه. ( ناظم الاطباء ). || آشکار و پیدا و ظاهر و هویدا. ( ناظم الاطباء ). روشن. آشکار. واضح. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اصطلاح منطق ) چیزی که بخودی خود ظاهر و هویدا باشد. ( از ناظم الاطباء ). هر تصور یا تصدیق که درک آن محتاج بتفکر نباشد. تصدیق بدیهی چون کل اعظم...
(بَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) ۱ - روشن ، آشکار. ۲ - آن چه که عقل برای پذیرفتنش نیاز به استدلال ندارد.
دانشنامه آزاد فارسی
بَدیهی (یا: بَیِّن؛ بَیِّن به نفس) اصطلاحی در منطق، دربرابر تصوّر و تصدیق نظری و اکتسابی. هرگاه تصور یا تصدیق خودبه خود معلوم باشد و برای پذیرش آن از معلومات دیگر استفاده نشود.
مرتجل، آنچه که دانستن آن محتاج تفکر، نباشد، واضح و آشکار و ضروری در نظر عقل ( صفت )۱ - روشن آشکار واضح . ۲ - مرتجل. ۳ - ژنچه که نزد عقل در بادی نظر مورد قبول باشد تصور یا تصدیقی که حصول آنها متوقف بر کسب و استدلال نباشد . بدیهیات بر شش قسمند : اولیات فطریات مشاهدات متواترات حدسیات تجربیات .
دانشنامه عمومی
روشن
واضح، روشن و مشخص تلفظ:بَدیهی
بدیهی (ریاضی). بدیهی (trivial) به موضوعاتی گفته می شود که یافتن آن بسیار ساده باشد. متضاد آن غیر بدیهی (non trivial) است.پاسخ هایی هستند که یافتن آن ها کاملاً ساده است.مثال:اگر A یک مجموعه باشد. دارای دو زیرمجموعه بدیهی A و تهی است.wiki: بدیهی (ریاضی)...
[ویکی فقه] بدیهیات ، جمع بدیهی از ریشه بَدَأَ، از اصطلاحات منطق صوری و فلسفه می باشد.بَداهت در لغت به معنای «ابتدائاً و ناگهانی برکسی وارد آمدن» و در اصل «بَدَاءَة» («هاء» بدل از همزه) است. بدیهیات در منطق صوریبدیهی و بدیهیات در دو باب مختلف در منطق صوری مطرح شده است: باب علم و تقسیمات آن؛ و باب صناعات خمس.← علم و تقسیمات آنبدیهیات شش قسمند که در ذیل آورده می شود.الف- اولیات ب- فطریات ج- مشاهدات د...