Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدوی

تلفظ بین المللی : /bˈadvi/ تلفظ :‌ [b'advi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • بدوی عبدالرحمان
  • بدوی گری
  • بدوی عبدالفتاح
  • بدوی ها
  • بدوی گرایی
  • چیز بدوی
  • مرحله بدوی
  • روحیه بدوی
  • فرهنگ بدوی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

بدوی . [ ب َدْ ] (از ع ، ص نسبی ) ابتدائی . آغازی . (فرهنگ فارسی معین ).

بدوی . [ ب ِ ] (حرف اضافه + ضمیر) بدو. به اوی . به او :
شو بدان کنج اندرون خمّی بجوی
زیر او سمجی است بیرون شو بدوی .

رودکی .


و رجوع به بدو و او شود.
بدوی . [ ب َ دَ ] (اِخ ) دهی از ب...

فرهنگ عمید

ابتدایی: هیئت بدوی.

ساکن بادیه؛ بادیه‌نشین؛ صحرانشین: قبایل بدوی.

ابتدایی: هیئت بدوی.
ساکن بادیه، بادیه نشین، صحرانشین: قبایل بدوی.

فرهنگ معین

(بَ دَ) [ ع . ] (ص نسب .) بیابانی .

( ~.) [ ع . ] (ص نسب .) ابتدایی ، آغازی .

( ~. ) [ ع . ] (ص نسب . ) ابتدایی ، آغازی .
(بَ دَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) بیابانی .

دانشنامه آزاد فارسی

بَدَوی (bedouin)بَدَوی(به عربی یعنی «بیایان نشین») هریک از اقوام کوچنده و عرب زبان ساکن در مناطق بیابانی عربستان و شمال افریقا. آنها ابتدا در عربستان می زیستند؛ سپس به سوریه و بین النهرین و بعداً به مصر و تونس راه یافتند. بدوی ها به قبایلی تقسیم می شوند که رهبری هریک از آنها را شورایی از ریش سپیدان و یک شیخ، که به دلیل قابلیت هایش، خواه از حیث ثروت و خواه از لحاظ نژادگی و یا شجاعتش انتخاب می شود، ...

فرهنگ فارسی

( صفت ) ابتدائی آغازی .
احمد بن علی لم ابراهیم الحسینی از مشاهیر اولیای قرن هفتم هجری بود .

مترادف و متضاد

آغازی، آغازین، ابتدایی

بادیه‌نشین، صحرانشین، صحراگرد، بیابان‌نشین، بیابان‌گرد ≠ شهرنشین، شهری

bedouin (اسم)بدوی، بادیه نشین، عرب بیابانیnomad (اسم)بدوی، خانه بدوش، صحرانشین، چادر نشین، ایلیاتیgerminal (صفت)اصلی، بدوی، جنینی، نطفه ای، تخمی، جرثومه ایseminal (صفت)اصلی، بدوی، نطفه ای، وابسته به منیincipient (صفت)بدوی، اولیه، نخستینinitial (صفت)ابتدایی، اصلی، بدوی، اولین، اول، نخستین، اغاز...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بَدَوی ، عنوانی برای بادیه نشینان و گروهی از اعراب چوپان چادرنشین و پرورش دهنده شتر که اغلب جایگاه مشخصی نداشتند و در طلب آب و چراگاه در بخش هایی از بیابان های خاورمیانه و شمال آفریقا در حال کوچ بوده اند. گفتنی است که واژه «اعراب » در زبان عربی تنها به بدویان اطلاق می گردد و کاربرد قرآنی آن نیز به همین معناست .بادیه نشینی با اهلی کردن شتر پیوندی نزدیک داشته است . اگر چه به درستی نمی توا...

کلمات مرتبط

  • بدوی عبدالرحمان
  • بدوی گری
  • بدوی عبدالفتاح
  • بدوی ها
  • بدوی گرایی
  • چیز بدوی
  • مرحله بدوی
  • روحیه بدوی
  • فرهنگ بدوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات