کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بده-شدن | کلماتور
معانی کلمه : بده شدن
تلفظ بین المللی :
/bˈedeː ʃˈodan/
تلفظ :
[b'ede: S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بسه شاخه تقسیم شدن
بسه قسمت منقسم شدن
بد شدن
به بیرون جاری شدن
به تدریج محو و ناپدید شدن
به حیله متوسل شدن
به سرعت دور شدن
به سرعت زیاد شدن
به سرعت عازم شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بده شدن. [ ب َ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ، از چشم افتادن و بد جلوه کردن : من نزد فلان بده شدم.
فرهنگ فارسی
در تداول از چشم افتادن و بد جلوه کردن من نزد فن بده شدم .
کلمات مرتبط
بسه شاخه تقسیم شدن
بسه قسمت منقسم شدن
بد شدن
به بیرون جاری شدن
به تدریج محو و ناپدید شدن
به حیله متوسل شدن
به سرعت دور شدن
به سرعت زیاد شدن
به سرعت عازم شدن
نظرات