Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدهکاری

تلفظ بین المللی : /bˌedehkˈɑri/ تلفظ :‌ [b,edehk'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بدهکار بودن
  • بدهکار کردن
  • بدهکار، بدهکار
  • ستون بدهکار
  • بدهکار
  • بدکاری
  • بدهکار را هیچی نگی طلبکار می شه
  • گوشش بدهکار نیست
  • بزهکاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بدهکاری. [ ب ِ دِ ] ( حامص مرکب ) صفت بدهکار. چگونگی بدهکار. || دَین. قرض. وامداری. قرض داری. ( از یادداشتهای مؤلف ).

فرهنگ عمید

وام داری، قرض داری.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص . ) عمل بدهکار، وامداری ، قرض داری . مق بستانکاری .

فرهنگ فارسی

عمل بدهکار وامداری قرض داری مقابل بستانکاری .

مترادف و متضاد

liability (اسم)
مسئولیت، دین، استعداد، فرض، شمول، بدهی، بدهکاری

کلمات مرتبط

  • بدهکار بودن
  • بدهکار کردن
  • بدهکار، بدهکار
  • ستون بدهکار
  • بدهکار
  • بدکاری
  • بدهکار را هیچی نگی طلبکار می شه
  • گوشش بدهکار نیست
  • بزهکاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات