Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدنام

تلفظ بین المللی : /bˈadnɑm/ تلفظ :‌ [b'adnAm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • بدنام ترین
  • بدنام رسوا
  • بدنام سازی
  • بدنام کننده
  • بدنام شده
  • بدنام 2
  • بدنام فرزند دوم
  • بدنام محلی
  • ادم بدنام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بدنام . [ ب َ ] (اِ) مرضی است که اسب و استر و خر را بهم رسد و آن را سراجه گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ) (هفت قلزم ). آزاری در ستور. (ناظم الاطباء).

بدنام. [ ب َ ] ( ص مرکب ) شخص معروف ببدی. ( آنندراج ). کسی که ببدی شهرت کند. رسوا. بی آبرو. ( آنندراج ). صاحب سوء شهرت. مقابل خوش نام. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به ترکیبات نام در حرف «ن » شود.- بدنام افتادن ؛ ...

فرهنگ عمید

رسوا، بی آبرو، کسی که به بدی معروف شده.

فرهنگ معین

(بَ )(ص مر. ) دارای شهرت بد، معروف به بدی .

فرهنگ فارسی

۱ - مشهور ببدی معروف ببدی . ۲ - ( اسم ) مرضی است که اسب و استر و خر را بهم رسد سراجه .
مرضی است که اسب و استر و خر را بهم رسد و آن را سراجه گویند آزاری در ستور .

دانشنامه عمومی

بدنام در زبان فارسی صفتی منفی است که به کسی گفته می شود که از نام نیکی برخوردار نیست.بدنام (بازی)، یک بازی ویدئویی که توسط سونی کامپیوتر انترتینمنت تولید و در سال ۲۰۰۹ برای کنسول پلی استیشن ۳ انتشار یافت.بدنام ۲، یک بازی ویدئویی که در سال ۲۰۱۱ برای کنسول پلی استیشن ۳ منتشر شده است.بدنام: فرزند دوم، یک بازی ویدئویی که در سال ۲۰۱۴ برای کنسول پلی استیشن ۴ منتشر شده است.بدنام (فیلم ۱۹۴۶)، نام یکی از ب...

نقل قول

بدنام (فیلم ۱۹۴۶). بدنام (به انگلیسی: Notorious) یکی از فیلمهای کارگردان مشهور سینما آلفرد هیچکاک است که در سال ۱۹۴۶ با هنرنمایی دو بازیگر معروف تاریخ سینما یعنی کری گرنت و اینگرید برگمن ساخته شده است و ماجرایی جاسوسی و عاشقانه را دربرمی گیرد.• wikiquote: بدنام_(فیلم_۱۹۴۶)...

مترادف و متضاد

بدآوازه

آلوده‌دامن، بی‌آبرو، رسوا، لجن‌مال، مفتضح، ننگین ≠ خوشنام

۱. آلودهدامن، بیآبرو، رسوا، لجنمال، مفتضح، ننگین
۲. بدآوازه ≠ خوشنام

unpopular (صفت)منفور، بد نام، غیر محبوب، غیرمشهورerrant (صفت)منحرف، سرگردان، اواره، حادثه جو، بد نامinfamous (صفت)پست، رسوا، ننگین، رسوایی اور، بد نام، مفتضح، نفرت انگیز شنیعstigmatic (صفت)ننگین، بد نام، در معرض تهمتdisreputable (صفت)بی اعتب...

واژه نامه بختیاریکا

انگُست کَش

کلمات مرتبط

  • بدنام ترین
  • بدنام رسوا
  • بدنام سازی
  • بدنام کننده
  • بدنام شده
  • بدنام 2
  • بدنام فرزند دوم
  • بدنام محلی
  • ادم بدنام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات