کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بدزین
تلفظ بین المللی :
/bˈadzin/
تلفظ :
[b'adzin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بدزینهار
دی بدین
رام برزین
سوگیری بدبینانه
بدمینتون
بدینتر روبر
برزین ایلیا
برزین مسعود
بنزین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بدزین .
[ ب َ ] (ص مرکب ) اسبی که هنگام زین کردن رام نباشد و سرکشی کند
:
مرا در زیر ران اندر کمیتی
نه بدنعل و نه بدزین و نه توسن .
منوچهری .
کلمات مرتبط
بدزینهار
دی بدین
رام برزین
سوگیری بدبینانه
بدمینتون
بدینتر روبر
برزین ایلیا
برزین مسعود
بنزین
نظرات