Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدریخت

تلفظ بین المللی : /bedarˈixat/ تلفظ :‌ [bedaR'ixat]
فرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • بدریختی
  • بد ریخت کردن
  • جر بریختن
  • بدرخته
  • برریختن
  • بدریخ اسمتانا
  • بدریخ دیویس وبر
  • بدریخوف
  • باریت
فرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

فرهنگ عمید

بدشکل، بدهیکل، زشت اندام.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص . ) بدقیافه ، زشت ، دارای وضع ظاهری ناخوشایند.

مترادف و متضاد

بدترکیب، بدشکل، بدقیافه، بدگل، زشت، زشت‌رو ≠ چشم‌نواز، خوش‌ریخت، خوش‌قیافه، قشنگ

malformed (صفت)
ناهنجار، بدشکل، ناقص، بدریخت

کلمات مرتبط

  • بدریختی
  • بد ریخت کردن
  • جر بریختن
  • بدرخته
  • برریختن
  • بدریخ اسمتانا
  • بدریخ دیویس وبر
  • بدریخوف
  • باریت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات