معانی کلمه : بدری
لغت نامه دهخدا
بدری . [ ب َ را ] (ع اِ) پیشی و سبقت : و استقیناالبدری ؛ ای مبادرین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
پیشی و سبقت ای مبادرین .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: badri) (عربی) بارانی که پیش از زمستان ببارد ، بارانی که پیش از سرما بیاید ؛ بدر بودن ، ماه تمام و دو هفته بودن، حالت ماه دو هفته .
