Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدری

تلفظ بین المللی : /bˈadri/ تلفظ :‌ [b'adRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • بدری غزنوی
  • بدری مستوفی الممالکی
  • بدری تیمورتاش
  • بدری لطیف
  • بدری نوراللهی
  • بدری وزیری
  • بدری تحسین
  • در بدری بیی
  • حسن بدری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

بدری . [ ب َ را ] (ع اِ) پیشی و سبقت : و استقیناالبدری ؛ ای مبادرین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

بدری . [ ب َ ] (حامص ) بدر بودن . ماه تمام و دوهفته بودن . حالت ماه دوهفته : مه نو تا به بدری نور گیردچو در بدری رسد نقصان پذیرد. نظامی .و رجوع به بدر شود....

فرهنگ فارسی

پیشی و سبقت ای مبادرین .

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: badri) (عربی) بارانی که پیش از زمستان ببارد ، بارانی که پیش از سرما بیاید ؛ بدر بودن ، ماه تمام و دو هفته بودن، حالت ماه دو هفته .

اسم: بدری (دختر) (فارسی، عربی) (کهکشانی) (تلفظ: badri) (فارسی: بَدري) (انگلیسی: badri) معنی: منسوب به بدر، ماه تمام، بارانی که پیش از زمستان ببارد، بارانی که پیش از سرما بیاید، بدر بودن، ماه تمام و دو هفته بودن، حالت ماه دو هفته...

کلمات مرتبط

  • بدری غزنوی
  • بدری مستوفی الممالکی
  • بدری تیمورتاش
  • بدری لطیف
  • بدری نوراللهی
  • بدری وزیری
  • بدری تحسین
  • در بدری بیی
  • حسن بدری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات