معانی کلمه : بدان
لغت نامه دهخدا
بدان . [ ب َ ] (ع مص ) بدانة. رجوع به بدانة شود.
ترا به سرو ببالا قیاس نتوان کرد
که سرو را قد وبالا بدان تو ماند.
فرهنگ فارسی
به آن : بدان مرد بدان شکل .
بدانه .
بدانه .
دانشنامه عمومی
بدان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان مشیز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
این روستا در دهستان مشیز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
wiki: بدان
گویش مازنی
دانسته باش – آگاه باش
/bedaan/ دانسته باش – آگاه باش
گویش اصفهانی
تکیه ای: zumbe
طاری: zumbe
طامه ای: bozumbe
طرقی: zâmbo
کشه ای: zâmbo
نطنزی: zonbe
مترادف و متضاد
thereto (قید)
بعلاوه، بدان، بان
thereunto (قید)
بدان، بان، بضمیمیه آن، پیوسته به ان
