معانی کلمه : بدآیین
لغت نامه دهخدا
هم آنگه به بیژن رسید آگهی
که آمد بدست آن بدآیین رهی .
شوی کار دیو بدآیین کنی
پس آنگاه بر دیو نفرین کنی .
فرهنگ عمید
بدکیش؛ گمراه؛ ملحد.
مترادف و متضاد
بددین، بدکیش، گمراه، لامذهب، ملحد ≠ نیکآیین، بهدین

بدکیش؛ گمراه؛ ملحد.
بددین، بدکیش، گمراه، لامذهب، ملحد ≠ نیکآیین، بهدین