معانی کلمه : بخش
لغت نامه دهخدا
بخش . [ ] (ع مص ) سوراخ کردن . گود کردن . نفوذ کردن . (از دزی ج 1 ص 55).
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(بَ ) [ په . ] ( اِ. ) ۱ - قسمت ، بهره . ۲ - تقسیم . ۳ - در تقسیمات کشوری ، از شهر کوچکتر و از ده بزرگتر که شامل چند روستا می شود. ۴ - چند کشتی جنگی که تحت فرماندهی یک تن باشد، اسکادران . ۵ - واحدی از یک سازمان که کار ویژه ای را بر عهده دارد. ۶ - قسمتی ا
فرهنگ فارسی
هریک از لحنها یا خطوط منفرد تشکیلدهندۀ یک اثر چندصدایی سازی یا آوازی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
سرنوشت – بخت – اقبال
/baKhsh/ سرنوشت – بخت – اقبال
مترادف و متضاد
بند
حوت، ماهی
قطعه، ناحیه
منطقه، ناحیه
دپارتمان، شعبه
باب، فصل، مبحث، مقوله
تسهیم، تقسیم، سهم، قسمت
بهر، بهره، پاره، جزء، حصه، قسمت
۱. بهر، بهره، پاره، جزء، حصه، قسمت
۲. قطعه، ناحیه
۳. باب، فصل، مبحث، مقوله
۴. دپارتمان، شعبه
۵. منطقه، ناحیه
۶. تسهیم، تقسیم، سهم، قسمت
۷. بند
۸. حوت، ماهی
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
بهر
