Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بخسیدن

تلفظ بین المللی : /bexasˈidan/ تلفظ :‌ [bexas'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • روان بخشیدن
  • روایی بخشیدن
  • روح بخشیدن
  • روشنایی بخشیدن
  • زمین بوسیدن
  • سود بخشیدن
  • شفا بخشیدن
  • طاقت برسیدن
  • کام بخشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بخسیدن. [ ب َ دَ ] ( مص ) پژمرده ساختن. ( آنندراج ). پژمرده و افسرده کردن. ( ناظم الاطباء ). || در رنج داشتن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پریشان خاطر نمودن. آزار کردن. ( ناظم الاطباء ). || گدازانیدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گداختن. ( فرهنگ سروری ) : همی به آتش خواهند بردنت زیراک بزور آتش زری شود جدا ز مسی اگر زری نکند بر تو کار آن آتش وگر مسی بعنا تا ابد همی بخسی.ناصرخسرو ( دیوان چ مینو...

فرهنگ عمید

۱. پژمردن.
۲. رنجیدن.
۳. گداختن: ای نگارین ز تو رهیت گسست / دلش را گو ببخس و گو بگداز (آغاجی: شاعران بی دیوان: ۱۹۳ ).

فرهنگ معین

(بَ دَ ) (مص ل . ) ۱ - رنجیدن . ۲ - پژمردن . ۳ - گداختن .

کلمات مرتبط

  • روان بخشیدن
  • روایی بخشیدن
  • روح بخشیدن
  • روشنایی بخشیدن
  • زمین بوسیدن
  • سود بخشیدن
  • شفا بخشیدن
  • طاقت برسیدن
  • کام بخشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات