معانی کلمه : بخاک اوردن
لغت نامه دهخدا
( بخاک آوردن ) بخاک آوردن. [ ب ِ وَدَ ] ( مص مرکب ) بخاک رساندن. پست کردن :
چو مارا بود یار یزدان پاک
سر دشمنان اندر آرم بخاک.و رجوع به خاک شود.
چو مارا بود یار یزدان پاک
سر دشمنان اندر آرم بخاک.و رجوع به خاک شود.
فرهنگ فارسی
( بخاک آوردن ) بخاک رساندن پست کردن .
