بحریه . [ ب َ ری ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان آسیاب بخش هندیجان شهرستان خرمشهر در 41 هزارگزی شمال خاوری هندیجان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6). بیست فرسخ مشرق فلاحی است . (از فارسنامه ٔ ناصری ).
بحریة. [ ب َ ری ی َ ] (ص نسبی ) منسوب به بح...
دانشنامه آزاد فارسی
بَحریّهواحه ای باستانی و شهری کوچک در مرکز صحرای مصر، معروف به صحرای لیبی، در فاصلۀ ۳۲۰کیلومتری جنوب غرب اسکندریه. ۲۵هزار نفر جمعیت دارد. یکی از معادن بزرگ سنگ آهن مصر در این ناحیه قرار دارد. محصولات عمدۀ این واحه عبارت اند از خرما، زیتون، مرکّبات و غلات. اخیراً گورستانی بزرگ از اجساد مومیایی شده، که با سنگ های قیمتی زینت یافته بودند، در این محل کشف شد.wikijoo: بحریه...
فرهنگ فارسی
نام گروهی از غمان ترک که در سالهای ۶۴۹ تا ۷۸۴ هجری در مصر فرمانروایی کرده اند .
دانشنامه عمومی
مختصات: ۳۰°۳۷′۲۸″شمالی ۴۹°۴۶′۱۴″شرقی / ۳۰٫۶۲۴۴۵°شمالی ۴۹٫۷۷۰۵۱°شرقی / 30.62445; 49.77051بحریه (امیدیه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان امیدیه در استان خوزستان ایران است.این روستا در دهستان چاه سالم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۶ نفر (۳۶خانوار) بوده است.wiki: بحریه...
مترادف و متضاد
armada(اسم)
ناوگان، نیروی دریایی، بحریه
fleet(اسم)
ناوگان، بحریه
navy(اسم)
ناوگان، نیروی دریایی، بحریه، کشتی جنگی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بحریه، (نیروی دریایی) واژه ای است عربی، مشتق از بحر (دریا) به معنای منسوب به دریا، که مفهوم اصطلاحی نظامی خود را ظاهراً در دوره های بعد از زمان حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم کسب کرده است.
اعراب عموماً برای افاده مفهوم دریاداری کلمه «المِلاحه» و برای قوای بحریه کلمه «اُسطول» را که ریشه یونانی دارد، به کار برده اند.نویسندگان خاورمیانه، در قرون وسطی، از بحریه جداگانه سخن نگفته...