Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بجاپور

تلفظ بین المللی : /bedʒˈɑpur/ تلفظ :‌ [bedZ'ApuR]
لغت نامه دهخدا
  • بیجاپور شهر
  • وابسته بجانوران همه چیز خور
  • بجا پور
  • بشاپور
  • بخش بیجاپور
  • بیجاپور
  • فرودگاه بیجاپور
  • اولان باتور
  • شور باخوری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بجاپور. [ ب ِ ] (اِخ ) نام شهری در دکن هندوستان در ایالتی به همین نام واقع در 370 هزارگزی جنوب غربی بمبئی . مسجد سلطان محمدشاه در آن شهر معروف است . (از قاموس الاعلام ترکی ).


کلمات مرتبط

  • بیجاپور شهر
  • وابسته بجانوران همه چیز خور
  • بجا پور
  • بشاپور
  • بخش بیجاپور
  • بیجاپور
  • فرودگاه بیجاپور
  • اولان باتور
  • شور باخوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات