کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : با پادشاه دست
تلفظ بین المللی :
/bɑ pˈɑdʃɑh dˈast/
تلفظ :
[bA p'AdSAh d'ast]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
با پادشاه دست زدن
یک شب با پادشاه
پادشاهی البا لونگا
فهرست پادشاهان کنونی با طولانی ترین دوره حکمرانی
با
با جین
با خشم به یادار
با کاروان حله
با ابتکار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
با پادشاه دست زدن. [ دِ دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از برابری با پادشاه کردن باشد در همه چیز. ( برهان ). و آنرا «دست با پادشاه زدن » نیز گویند. ( انجمن آرا ).
کلمات مرتبط
با پادشاه دست زدن
یک شب با پادشاه
پادشاهی البا لونگا
فهرست پادشاهان کنونی با طولانی ترین دوره حکمرانی
با
با جین
با خشم به یادار
با کاروان حله
با ابتکار
نظرات