کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : با قالب بشکل دراوردن
تلفظ بین المللی :
/bɑ q1ˈɑleb beʃˈekl dˌarɑvˈardan/
تلفظ :
[bA q1'Aleb beS'ekl d,aRAv'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ریخته گری با قالب دائمی
با قلاب ماهی گرفتن
با قلاب محکم کردن
غیر قابل استعمال با یکدیگر
غیر قابل بیان با لغات
قابل حمل با کشتی
قابل سنجش با ترازو
ماهی گیری با قلاب
با یک ترانه در قلب من
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
mold
(فعل)
سرشتن، کپک زدن، کپرک زدن، با قالب بشکل دراوردن
mould
(فعل)
کپک زدن، کپرک زدن، با قالب بشکل دراوردن
کلمات مرتبط
ریخته گری با قالب دائمی
با قلاب ماهی گرفتن
با قلاب محکم کردن
غیر قابل استعمال با یکدیگر
غیر قابل بیان با لغات
قابل حمل با کشتی
قابل سنجش با ترازو
ماهی گیری با قلاب
با یک ترانه در قلب من
نظرات