Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بایندور

تلفظ بین المللی : /bˈɑjnduːr/ تلفظ :‌ [b'Ajndu:R]
لغت نامه دهخدا
  • البرت باندورا
  • باندوریا
  • باینجوریان
  • بایندر
  • بایندر غلامعلی
  • بایندر یدالله
  • راوی بایندری
  • حسن بایندر
  • بایندرخان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بایندور. [ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان آغمیون بخش مرکزی شهرستان سراب در 23 هزارگزی شمال خاوری سراب. سکنه آن 56 تن. آب آن از چشمه ، محصول آن غلات و حبوبات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

کلمات مرتبط

  • البرت باندورا
  • باندوریا
  • باینجوریان
  • بایندر
  • بایندر غلامعلی
  • بایندر یدالله
  • راوی بایندری
  • حسن بایندر
  • بایندرخان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات