معانی کلمه : باین
لغت نامه دهخدا
باین . [ ی ِ ] (اِخ ) دهی در نیم فرسنگی میانه جنوب و مغرب شهر لار است . (فارسنامه ٔ ناصری ).
فرهنگ عمید
۱. آشکار، هویدا، واضح، ظاهر.
۲. جداشونده.
۲. جداشونده.
فرهنگ فارسی
دهی در نیم فرسنگی شهر لار است
دانشنامه عمومی
باین روستایی در بخش جویم شهرستان لارستان در جنوب استان فارس و در ایران واقع شده است.
اطلاعات اهالی فرهنگ دوست فداغ. (ه. ج)
اطلاعات اهالی فرهنگ دوست فداغ. (ه. ج)
wiki: باین
مترادف و متضاد
hereto (قید)
بدین وسیله، باین
hereunto (قید)
تا کنون، بدین وسیله، باین، تا این وقت، تا این زمان
