بائر. [ ءِ ] ( ع ص ) از بوار، مقابل دایر. فاسد. بی حیز. متروک. || زمین بائر؛زمین خراب و نامزروع. در عربی : بائرة؛ زمین خراب نامزروع. ( منتهی الارب ). || رجل ٌ حائر بائر؛ مرد سرگشته خودرای. ( منتهی الارب ). || چاه کننده. || آتشدان کننده. ( از منتهی الارب ). || پنهان کننده ، نگاهدارنده چیزی تا بوقت حاجت بکار آید. || نیکی اندوزنده. ( از منتهی الارب ). || هلاک شده. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). ج ...
فرهنگ عمید
۱. ویران، خراب. ۲. فاسد. ۳. زمینی که در آن زراعت نکنند.
فرهنگ معین
(یِ ) [ ع . بائر ] (ص . ) خراب ، لم یزرع .
دانشنامه آزاد فارسی
--Aeen (بحث) ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC)بایِرشرکت آلمانی تولید کنندۀ محصولات شیمیایی، سازندۀ آسپیرین، لاستیک مصنوعی، حشره کش و محصولات دیگر. بایر در ۱۸۶۳ در شهر بارمن(ووپرتالکنونی) بنیان گذارده شد، ولی از ۱۸۹۶ مقرّ آن ویسدورف (لورکوزنکنونی) بود. این شرکت، با تولید آسپیرین که کاشف آن فلیکس هافمن بود و با به بازار آوردن لاستیک مصنوعی در ۱۹۱۰ شهرت بسیار پیدا کرد. بعد از جنگ جهانی دوم، دولت ایالا...
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) خراب لم یزرع ( زمین ) مقابل دایر .
بایر، ویران، خراب ، فاسد، زمینی که در، آن زراعت نکنند، مقابل دائر، بائر ( اسم صفت ) خراب لم یزرع ( زمین ) مقابل دایر .
دانشنامه عمومی
خشک یا بایر ویژگی سرزمین و منطقه ای است که بر اثر نبود آب یا کمبود بارندگی امکان حیات گیاهی و جانوری در آن از بین رفته باشد. این اصطلاح معمولاً به آب وهوا یا به ناحیه ای اطلاق می شود که متوسط سالیانه باران آن کمتر از ۲۵۰ میلی متر باشد. بیشتر مساحت کرهٔ زمین خشک محسوب می شود. این محدوده شامل بیابان های گرم و خشک و مناطقی می شود که ریزش های جوی در آن پایین بوده یا سطح تبخیر آب بسیار بالا می باشد. عل...
sterile (صفت)عقیم، بایر، نازا، سترون، بی بار، بی حصلarid (صفت)خشک، بی روح، بایر، بی لطافت، بی مزهincult (صفت)ناهنجار، بایر، زمخت، کشت نشده، نتراشیده...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بایر زمین خراب و غیر آباد را گویند. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۲، ص۶۳. ...