بائد. [ ءِ ] (ع اِ) مرادف بَید بمعنی غیر و علی و من اجل . (منتهی الارب ) (قطر المحیط).
بائد. [ ءِ ] (ع ص ) از بود و بید و بیاد. هالک . هلاک شونده . نابودشونده . (از منتهی الارب ).
باید. [ ی َ ] ( ق ) حکماً. البته. بطور لزوم. ( ناظم الاطباء ). || ( فعل ) بایسته است. شاید. ضرورت است. ضرور و لازم میشود. ( فرهنگ نظام )...
فرهنگ عمید
۱. واجب است، در تٲکید به کار می رود: باید برود، باید بگوید. ۲. [عامیانه] احتمال دارد، ضرورت دارد که چنین باشد: باید تا الان می رسید.
فرهنگ معین
(یَ ) (ص . ) بایست ، بایستی ، لازم است ، ضروری است .
فرهنگ فارسی
حکما بطور لزوم
دانشنامه عمومی
کلمه استلزام,فعل کمکى
مترادف و متضاد
must (فعل)باید، بایست، میبایستی، لابد شدنmauthorn (فعل)بایدshould (فعل)باید، بایستought (فعل)باید، بایست، بایستی، باید و شایدshall (فعل)باید، بایست، بایستی...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سختمعنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسیار آنها را کشتید- برآنها غلبه کردید - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معنای بسیار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...معنی أَثَرِ: اثر-جای پامعنی أَثَرْنَ: زیر ورو کردند-برپا نمودندمعنی أَثَرِ...