Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باوج

تلفظ بین المللی : /bˈɑvedʒ/ تلفظ :‌ [b'AvedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • باوج رسیدن
  • باوج رسیده
  • باوجدان
  • باوجود
  • باوجود ان
  • باوجود اینکه
  • باوجوداین
  • باوجان
  • باوجاهت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

باوج . [ وَ ] (اِخ ) دهی ازدهستان ابوالفارس بخش رامهرمز شهرستان اهواز که در 35 هزارگزی جنوب خاوری رامهرمز واقع است و آب آن از رودخانه ٔ ابوالفارس تأمین میشود. ساکنان آن از طایفه ٔ بهمئی میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

باوج . [ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بهمئی گرمسی...

فرهنگ فارسی

نام دهی از شهرستان اهواز است

دانشنامه عمومی

باوج، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامهرمز در استان خوزستان ایران است. این روستا که مرکز بخش ابوالفارس می باشد در شمال شرقی شهرستان رامهرمز قرار دارد.رودخانه باوج ابوالفارس که از رشته کوه های زاگرس سرچشمه می گیرد پس از عبور از باوج و روستاهای ابوالفارس و بین دوتا کوه که دوگچه نامیده می شود، وارد روستای سلطان آباد رامهرمز می شود و از آنجا به رودخانه مارون می ریزد.این روستا در دهستان ابوالفارس...

کلمات مرتبط

  • باوج رسیدن
  • باوج رسیده
  • باوجدان
  • باوجود
  • باوجود ان
  • باوجود اینکه
  • باوجوداین
  • باوجان
  • باوجاهت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات