معانی کلمه : باهر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. روشن، درخشان.
۲. ظاهر، آشکار.
۳. فائق.
۲. ظاهر، آشکار.
۳. فائق.
فرهنگ معین
(هِ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - روشن ، تابان . ۲ - آشکار، هویدار.
فرهنگ فارسی
روشن، درخشان، ظاهر، آشکار، فائق
( صفت ) ۱ - روشن درخشان . ۲ - آشکار هویدا .
او برادر پدری و مادری حضرت باقر ( ع ) است
( صفت ) ۱ - روشن درخشان . ۲ - آشکار هویدا .
او برادر پدری و مادری حضرت باقر ( ع ) است
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: bāher) (عربی) روشن ، آشکار ، درخشان ، هویدا ، شاخص ، مشهور؛ (در اعلام) لقب عبدالله بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب که او برادر پدری و مادری حضرت امام باقر (ع) است و از کثرت جمال [زیبایی زیاد] لقب باهر داشته است .
مترادف و متضاد
درخشان، تابان، روشن
آشکار، بارز، پیدا، معلوم، نمایان ≠ ناپیدا
۱. آشکار، بارز، پیدا، معلوم، نمایان
۲. درخشان، تابان، روشن ≠ ناپیدا
