معانی کلمه : بانوی
لغت نامه دهخدا
بانوی . (اِ)بانو. رجوع به بانو شود. || معشوقه . (لغت نامه ٔ اسدی ).
بانوی . [ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به بانه است و بانه از محال کردستان است .
بانوی. ( اِ )بانو. رجوع به بانو شود. || معشوقه. ( لغت نامه اسدی ).
بانوی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بانه است و بانه از محال کردستان است.
بانوی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بانه است و بانه از محال کردستان است.
فرهنگ فارسی
منسوب به بانه
دانشنامه عمومی
بانوی، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان بریاجی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۰۹نفر (۲۴ خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان بریاجی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۰۹نفر (۲۴ خانوار) بوده است.
wiki: بانوی
