معانی کلمه : بانو
لغت نامه دهخدا
بانو. (اِخ ) شهرکی است به ناحیت پارس از حدود گور،بسیارنعمت و آبادان و آبهای روان . (حدود العالم ).
بانو. (اِخ ) اختصاصاً لقب فرشته ٔ موکل آب ، اناهیدبوده است . (از یشتهای پورداود، مقدمه ٔ ناهیدیشت ).
فرهنگ عمید
عنوانی محترمانه برای زنان؛ خانم؛ خاتون؛ بیبی.
〈 بانوی بانوان: بانوی بزرگ؛ ملکه.
〈 بانوی مشرق: [مجاز] خورشید.
عنوانی محترمانه برای زنان، خانم، خاتون، بی بی.
* بانوی بانوان: بانوی بزرگ، ملکه.
* بانوی مشرق: [مجاز] خورشید.
* بانوی بانوان: بانوی بزرگ، ملکه.
* بانوی مشرق: [مجاز] خورشید.
فرهنگ معین
[ په . ] ( اِ. ) خانم .
فرهنگ فارسی
کلمه احترام درباره زنان، خانم، خاتون، بی بی، بانوان، و بانویان جمع
( اسم ) ۱ - خانم خاتون بی بی . ۲ - بنشان. احترام به زن اطلاق شود . ۳ - عروس . ۴- ملکه شهربانو . جمع : بانوان. یا بانوی مشرق . آفتاب .
دهی است از شهرستان مهاباد است
( اسم ) ۱ - خانم خاتون بی بی . ۲ - بنشان. احترام به زن اطلاق شود . ۳ - عروس . ۴- ملکه شهربانو . جمع : بانوان. یا بانوی مشرق . آفتاب .
دهی است از شهرستان مهاباد است
دانشنامه عمومی
نقل قول
بانو (فیلم). بانو فیلم ایرانی به کارگردانی داریوش مهرجویی و محصول سال ۱۳۷۰ است.
•
•
wikiquote: بانو_(فیلم)
فرهنگ اسم ها
اسم: بانو (دختر) (فارسی) (تلفظ: bānu) (فارسی: بانو) (انگلیسی: banu)
معنی: خانم، ملکه، عنوانی احترام آمیز برای زنان، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد، مانند ماه بانو، گل بانو
معنی: خانم، ملکه، عنوانی احترام آمیز برای زنان، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد، مانند ماه بانو، گل بانو
مترادف و متضاد
شهربانو، ملکه
خانهدار، کدبانو
زن، زوجه، عیال، همسر
بیبی، بیگم، خانم، علیامخدره، مادام ≠ آقا
۱. بیبی، بیگم، خانم، علیامخدره، مادام
۲. زن، زوجه، عیال، همسر
۳. خانهدار، کدبانو
۴. شهربانو، ملکه ≠ آقا
