Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بان

تلفظ بین المللی : /bˈɑn/ تلفظ :‌ [b'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • بان کی مون
  • بان گو
  • بان آواره
  • بان امرو
  • بان اواره
  • بان باسک
  • بان بربیتا
  • بان بلاک
  • بان بید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بان . (اِ) (فرهنگ اسدی نخجوانی ). صوت . آوا.

بان . (اِخ ) قریه ای است از قرای مصر. (معجم البلدان ).

بان . (اِ) ظاهراً مبدل بام است که صورتی از فام بمعنی رنگ باشد. رنگ . لون . (آنندراج ). فام . وام .

بان .[ ن َ ] (اِخ ) نام طائفه ای در شمال هند (برحسب آنچه در باج پران آمده ا...

فرهنگ عمید

۱. آواز.
۲. فریاد.

= بام۱: ◻︎ سر فروکردم دمی از بان چرخ / تا زنم من چرخ‌ها بر سان چرخ (مولوی: مجمع‌الفرس: بان).

۱. (زیست‌شناسی) درختی با برگ‌های پَرمانند و گل‌های انبوه که برگ، دانه، و غلاف آن مصرف خوراکی دارد.
۲. [قدیمی] روغن معطری که از دانه‌های پسته‌مانند این گیاه می‌گرفتند؛ حب‌البان: ◻︎ چو بان و چو کافور و چون مشک ناب / چو عود و چو عنبر چو روشن‌گلاب (فردوسی: ۱/۴۳).

فرهنگ معین

( اِ.) بانگ .

( اِ.) صبح ، پگاه .

( اِ.) درختی با برگ های سبز و لطیف و خوشبو که از دانه های آن روغن معطر می گیرند.

[ په . ] (پس .) در آخر کلمه افزوده می شود و معنی حفاظت و نگاهبانی را رساند: باغبان ، دربان ، دیده بان .

( اِ. ) صبح ، پگاه . ( اِ. ) بانگ . [ په . ] (پس . ) در آخر کلمه افزوده می شود و معنی حفاظت و نگاهبانی را رساند: باغبان ، دربان ، دیده بان . ( اِ. ) درختی...

دانشنامه آزاد فارسی

درختی با نام علمی مُرینْگا آپْتِرا. این درخت را از قدیم می شناخته اند، چنان که دیوسکوریدس و جالینوس به آن اشاره کرده اند. میوۀ بان را یونانیان بالانس مورپسیکهو رومیانگلانس اونگوئنتاریامی نامیدند و در درمان بیماری های پوستی، برخی مصارف دامپزشکی و ساختن عطر ها از آن استفاده می کردند. چون چوب آن سبک است، برای ساختن دیرک خیمه ها به کار می رفت.wikijoo: بان...

فرهنگ فارسی

( اسم ) درختی از تیر. بانها جزو راست. دو لپه ییها که در آسیای جنوبی و جنوب شرقی و شمال افریقا میروید . برگهایش مرکب ( شبیه برگ اقاقی ) و گلهایش قرمز یا سفیدند و بشکل خوشه در انتهای ساقه قرار دارند.توضیح در بعضی فرهنگها ( بان ) را بمعنای بید مشک آوردهاند و صحیح نیست.
از قرای نیشابور است

دانشنامه عمومی

بان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بان (اراک)بان (اسفراین)شیگرو بانwiki: ارغیان است؛ که امروز به نام محوطه کهنه بام معروف می باشد که در۳کیلومتری شمال روستای بام ازتوابع شهرستان اسفراین واقع شده است.wiki: بان (اسفراین)...

مترادف و متضاد

thereto (قید)
بعلاوه، بدان، بان

thereunto (قید)
بدان، بان، بضمیمیه آن، پیوسته به ان

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی خَوَالِفِ: مخالفین (جمع خالف در جمله "رَضُواْ بِأَن یَکُونُواْ مَعَ ﭐلْخَوَالِفِ ":مقصود از خوالف آن افرادی هستند که طبعا از امر جهاد متخلفند ، و باید هم باشند ، مانند زنان و کودکان و بیماران و کسانی که در اعضای خود نقصی دارند . و بعضیها گفتهاند : مقصود از خوال...ریشه کلمه: انن (۱۸۳۵ بار)ب (۲۶۴۹ بار)wikialkb: بِأَن...

واژه نامه بختیاریکا

پا. مثل قُرق پا یعنی قرق بان

کلمات مرتبط

  • بان کی مون
  • بان گو
  • بان آواره
  • بان امرو
  • بان اواره
  • بان باسک
  • بان بربیتا
  • بان بلاک
  • بان بید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات