Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بال کشیدن

تلفظ بین المللی : /bˈɑl keʃˈidan/ تلفظ :‌ [b'Al keS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اب بینی را با صدا بالا کشیدن
  • اب بینی را بالا کشیدن
  • با زحمت از بینی نفس کشیدن
  • با صدا نفس کشیدن
  • با صدای بلند نفس کشیدن
  • با طناب به دنبال کشیدن
  • با طناب در زیر کشتی کشیدن
  • با مداد کشیدن
  • با ملاقه کشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بال کشیدن. [ ک َ دَ ]( مص مرکب ) کشیدن بال. ممتد ساختن بال. گشودن و گستردن بال. || پروبال گشودن. به پرواز آمدن. || بمجاز، بزرگ شدن. بالیدن. پر و بال گرفتن : او را [ دختر را ] به نزدیک مریدی برد و فرمود که تربیت دارد، مرید در تعهد دختر تلطف نمود، چون بال کشید و از ایام طفولیت برگذشت زاهد گفت ای دختر بزرگ شدی ، ترا از جفتی چاره نیست. ( از کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

کشیدن بال گستردن بال

کلمات مرتبط

  • اب بینی را با صدا بالا کشیدن
  • اب بینی را بالا کشیدن
  • با زحمت از بینی نفس کشیدن
  • با صدا نفس کشیدن
  • با صدای بلند نفس کشیدن
  • با طناب به دنبال کشیدن
  • با طناب در زیر کشتی کشیدن
  • با مداد کشیدن
  • با ملاقه کشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات